معنی اربی
5 بازدید
[ اُ رَ با ] (ع اِ) سختی. سختی زمانه. || بلا. داهیه. (مهذب الاسماء).[ اَ با ] (ع ن تف) زیادتر. زیاده. افزون:{/B وَ لاََ تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهََا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکََاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمََانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ أَنْ تَکُونَ أُمَّةٌ هِیَ أَرْبی ََ مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمََا یَبْلُوکُمُ اَللََّهُ بِهِ وَ لَیُبَیِّنَنَّ لَکُمْ یَوْمَ اَلْقِیََامَةِ مََا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ .۱-۳۴۱۶:۹۲/} (قرآن ۱۶/۹۲)؛ و نباشید مانند آنکه گسیخت رشتهٔ خود را از پس توانائی، میگیرید سوگندهای خودتان را بخیانت میان شما که باشد گروهی که آن گروه افزون از گروهی، جز این نیست می آزماید شما را خدا به آن و تا روشن کند برای شما روز رستخیز آنچه را بودید در آن اختلاف میکردید. (تفسیر ابوالفتوح ج ۳ ص ۲۸۵).[ اُ ] (اِخ) شهریست تجاری در فرانسه از اعمال رَن علیا، از ناحیهٔ ریبوویلّه، دارای ۳۹۷۶ تن سکنه.
کلمات همقافیه با «اربی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر