معنی اربع
5 بازدید
[ اَ بَ ] (ع عدد، ص، اِ) چهار. اربعة. || چهارگانه. - امهات اربع. رجوع به امهات شود. - تسبیحات اربع. رجوع به تسبیحات شود. - جنات اربع. رجوع به جنات شود. - جهات اربع. رجوع به جهات شود. - دوال اربع. رجوع به دوال شود. - طبایع اربع. رجوع به طبایع شود. - علل اربع. رجوع به علل شود. - فضائل اربع. رجوع به فضائل شود. - مکنونات اربع. رجوع به مکنونات شود. - نِسَب اربع. رجوع به نِسَب شود. || چهار زن.[ اَ بَ ] (اِخ) رجوع به بیت اربئیل و حبرون و قاموس کتاب مقدس شود.[ اَ بُ ] (ع اِ) جِ رَبع. سرایها.
کلمات همقافیه با «اربع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر