معنی ارباغ
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) گذاشتن شتران را تا به وقت و بی وقت آب خورند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || خانه کردن شیطان در دلها: اِنَّ الشیطان قد أربغ فی قلوبکم و عشّش؛ ای أقام علی فسادٍ. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ارباغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر