معنی ارباح
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ ربح. (دهار). سودها. ربحها. رجوع به ربح شود. - ارباح مکاسب؛ سودهای کسب.[ اِ ] (ع مص) سود دادن بر متاع. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). سودمند گردانیدن. (دهار). || ذبح کردن شتربچه برای مهمان. (از منتهی الارب). نحر کردن «رُبَح» برای مهمانان. (از اقرب الموارد). || دوشیدن ماده شتر بامدادان و در نیم روز. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ارباح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر