معنی ارباء
4 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ رَبْو. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به ربو شود.[ اَ رِبْ با ] (ع ص، اِ) جِ ربیب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به ربیب شود.[ اِ ] (ع مص) زائد گرفتن از آنچه که داده باشد. || فزون گردانیدن چیزی را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || افزون شدن. افزون شدن بر کسی. || بیزار کردن و ناراحت نمودن. (از اقرب الموارد). || داخل «رُبی»، یعنی زمین مرتفع شدن.[ اُ رَ ] (ع ص، اِ) جِ اَریب. (دهار). رجوع به اَریب شود.
کلمات همقافیه با «ارباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر