معنی اراعة
6 بازدید
[ اِ عَ ] (ع مص) اِراعت. اراعت قوم؛ بسیار و افزون شدن طعام ایشان. افزونی کردن طعام. (تاج المصادر بیهقی). || اراعةِ حنطة؛ پاکیزه شدن گندم. || اراعت اِبِل؛ گوالیدن و بسیاربچه شدن شتران. بسیار شدن اشتربچه. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «اراعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر