معنی اراجیف
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ ارجاف. خبرهای موحش و مدهش. بیهودگان و سخنهای دروغ و بی اصل. (غیاث اللغات). خبرهای دروغ. خبرهای نادرست. شایعات. تعاتِع: درین ساعت خبری هول افتاد بنده انهی نخواست کرد تا نماز دیگر مددی رسد که آن رسیده شاید اراجیف باشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۶۳). اراجیفی می افتد که فرمان شده است که بنات این قوم را بجماعتی نامزد کرده آید. (جهانگشای جوینی). اذا وقعت المخاویف کثرت الاراجیف. بهر سو میدویدی چون اراجیف. سلیم (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اراجیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر