معنی اراب
5 بازدید
[ ] (اِخ) (کمینه) شهری است در کوهستان یهودا (صحیفهٔ یوشع ۱۵:۵۲) و بسا میشود که وطن ارابی بوده در طرف شرقی حبرون در خرابهٔ عرابیه محل قدیمی هست که آثار دیوارهای کهنه و حوض ها و خرابه های کهن دیده شده که بگمان کاندر همان ارابی میباشد که در کتاب مقدس مذکور است. (قاموس کتاب مقدس).[ اِ ] (اِخ) از آبهای بادیه است. و یوم اراب از ایام عربست که در آن هذیل بن هبیرة الاکبر التغلبی با بنی ریاح بن یربوع حرب کرد و زنان ایشان را برده گرفت و چارپایان ایشان ببرد. مساوربن هند گوید: و جلبته من أهل ابضة طائعاً حتی تحکم فیه أهل اراب. و منقذبن عرفطة در مرثیهٔ برادر خویش اهبان و بنو عجل قتلهٔ او در یوم اراب گوید: بنفسی من ترکت و لم یرسّد بقف اِراب و انحدروا سراعا و خادَعت المنیة عنک سراً فلا جزع تلان و لارُواعا. و فضل بن العباس اللهبی گوید: اتبکی أن رأیت لأم وهب مغانی لاتحاورک الجوابا أثافی لایرمن و اهل خیم سواجد قد خوین علی ارابا.(معجم البلدان). و رجوع به عقدالفرید چ محمد سعید العریان جزء ششم ص ۹۳ شود. || آبی است بنی ریاح بن یربوع را به حَزن. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اراب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر