معنی اذکی
7 بازدید
[ اَ کا ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از ذکو. زیرک تر. (وطواط) (غیاث اللغات). تیزخاطرتر: هو ارشح فؤاداً؛ ای اذکی. (منتهی الارب). || طیب اذکی؛ بوی خوش تیز و قوی بوی. (منتهی الارب): و کلما کان لونه اشبع و طعمه اظهر و رائحته اذکی فهو اقوی فی بابه. (کتاب دوم قانون ص ۱۵۲ س ۱۸). - امثال: اذکی من المسک الأصهب بالعنبر الأشهب. اذکی من الورد. || پاک تر. پاکیزه تر.
کلمات همقافیه با «اذکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر