معنی اذون
6 بازدید
[ اَ ] (ع ص) گوش ور. آنکه گوش برجسته دارد چون آدمی و آهو و ستور، خلاف صَموخ که گوش خفته است مانند مرغ و ماهی: کُلُّ صموخ بیوض و کل اذون ولود.[ اَ ] (اِخ) قریه ایست از نواحی کورهٔ قصران در خارج نواحی ری و بدانجا منسوبست ابوالعباس احمدبن الحسین بن بابا الزیدی و ابوسعد از او سماع دارد. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اذون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر