معنی اذواب
7 بازدید
[ اِذْ ] (ع مص) مسکه در دیگ کردن جهت روغن شدن آن. (منتهی الارب). آب کردن کره. اِذابة. || (اِ) مسکهٔ گداخته. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «اذواب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر