معنی اذلف
8 بازدید
[ اَ لَ ] (ع ص) مرد خُردبینی که تیغ آن راست باشد یا خردبینی یا باریک بینی یا اندک سطبربینی با راستی طرف آن. (منتهی الارب). همواربینی. (مهذب الاسماء). آنکه سر بینی وی بلند باشد و باریک. (زوزنی). کوچک بینی با نیکوئی که سر بینی او راست و خوب باشد. گاه صفت بینی و گاه صفت مردیست که بینی او اذلف باشد یقال رجلٌ اذلف و انف اذلف. مؤنث: ذَلْفاء. ج، ذُلْف.
کلمات همقافیه با «اذلف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لف» برای سرودن شعر