معنی اذل

معنی اذل

7 بازدید
[ اَ ذَل ل ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از ذلّت. ذلیل تر. (غیاث اللغات). خوارتر : ندانستند [ کدخدایان غازی اریارق ] که چون خداوندان ایشان برافتادند اذلّ من النعل و اخسّ من التراب باشند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۱۹). سرجملهٔ حیوانات شیر است و کمترین و اذلّ جانوران خر. (گلستان). - امثال: اذلّ الناس معتذر الی لئیم. اذلّ ممن بالت علیه الثعالب. اذلّ من البذج. اذلّ من البساط. اذلّ من الحذاء. اذلّ من الرداء. اذلّ من السقبان بین الحلائب. اذلّ من الشسع. اذلّ من النعل. اذلّ من النقد. اذلّ من الیعر. اذلّ من اموی بالکوفة فی یوم العاشوراء. اذلّ من بعیر سانِیةَ. اذلّ من بیضةِالبلد. اذلّ من حمارِ قَبان. اذلّ من حمار مقید. اذلّ من حُوار. اذلّ من عیر. اذلّ من فقع بقرقَرَة. اذلّ من قراد بمنسم. اذلّ من قرملةَ. اذلّ من قَمع. اذلّ من قیسیّ بحمص. اذلّ من وَتد بِقاع. اذلّ مِن یَد فی رَحِم. رجوع به مجمع الامثال میدانی شود.

کلمات هم‌قافیه با «اذل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ذل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید