معنی اذفونش

معنی اذفونش

7 بازدید
[ اَ ] (اِخ) چنانکه ادفونش، صورت معرب آلفونس است. (الحلل السندسیة). اذفونش (قدیس). رجوع به لیگُری شود. || اذفونش. کنت پوآتیِه و تولوز، پسر لوئی هشتم. (۱۲۲۱ -۱۲۷۱م.). || اذفونش اول ملقب به جنگجو، پادشاه آراگُن و ناوار (۱۱۰۴ -۱۱۳۴م.). وی بسال ۱۱۱۰م. بنام اذفونش هفتم پادشاه کاستیل بود. و رجوع به فهرست الحلل السندسیة ج ۲ شود. || اذفونش دوم، پادشاه آراگن (۱۱۶۲ -۱۱۹۶م.). و رجوع به حلل السندسیة ج ۲ ص ۵۸ شود. || اذفونش سوم، ملقب به محتشم، پادشاه آراگن (۱۲۸۵ - ۱۲۹۱م.). و رجوع به حلل السندسیة ج ۲ ص ۶۰ شود. || اذفونش چهارم، ملقب به سلیم دل، پادشاه آراگن (۱۳۲۷ -۱۳۳۶م.). || اذفونش پنجم، ملقب بحکیم یا کبیر، پادشاه آراگن بسال ۱۴۱۶م. وی ناپل را تصرف کرد و بدانجا بسال ۱۴۵۸م. درگذشت. رجوع به حلل السندسیة ج ۱ ص ۳۵۸، ۴۲۱، ۴۲۳ و ۴۶۹ شود. || اذفونش اول، مؤسس سلطنت پرتقال بسال ۱۱۳۹ و متوفی بسال ۱۱۸۵م. || اذفونش دوم، پادشاه پرتقال (۱۲۱۱ -۱۲۲۳م.). وی مغاربه (مُر) را در الکازاردُسال شکست داد. || اذفونش سوم، پادشاه پرتقال (۱۲۴۸ -۱۲۷۹م.). وی آلگارو [ شاید الغرب ] را فتح کرد. || اذفونش چهارم ملقب بشجاع، پادشاه پرتقال (۱۳۲۵ -۱۳۵۷م.). وی طریف را متصرف گردید (۱۳۴۰). || اذفونش پنجم، ملقب به افریقائی، پادشاه پرتقال (۱۴۳۸ - ۱۴۸۱م.). سپاهیان وی در افریقا و کاستیل بجنگ پرداختند. در زمان وی، پرتقالیان غینا (گینه) را کشف کردند. وی کتابخانهٔ کُ ایمبر را تأسیس کرد. || اذفونش ششم، پادشاه کاستیل. و سید در زمان او میزیست (۱۰۶۵ -۱۱۰۹م.). رجوع به فهرست حلل السندسیة جزء اول و جزء دوم اذفونش السادس شود. || اذفونش هفتم، پادشاه کاستیل. در زمان او نظامِ القنطرة برقرار شد. (۱۱۲۶ -۱۱۵۷). رجوع به حلل السندسیة ج ۲ ص ۲۲۰ شود. || اذفونش هشتم، ملقب بنجیب و نیک، پادشاه کاستیل (۱۱۵۸ - ۱۲۱۴م.). وی مُرها را [ مَغاربَه را ] در ناواس دُتُلُزا (۱۲۱۲) مغلوب کرد. و رجوع به حلل السندسیة جزء اول ص ۳۳۰ و جزء دوم ص ۴۸ شود. || اذفونش نهم. رجوع بحلل السندسیة ج ۲ ص ۵۲ و ۶۲ شود. || اذفونش دهم، ملقب بخردمند، پادشاه کاستیل. وی پادشاهی منورالفکر بود و موجد برخی اعمال رصدی و قانون مدونی است (۱۲۵۲ -۱۲۸۴). || اذفونش یازدهم، پادشاه کاستیل (۱۳۱۲ -۱۳۵۰م.). وی مُرها را [ مغاربه را ] در طریف مغلوب کرد (۱۳۴۰). || اذفونش دوازدهم پسر ایزابل دوم، متولد در مجریط (مادرید) بسال ۱۸۵۷ و متوفی بسال ۱۸۸۵م. پادشاه اسپانی (۱۸۷۴ - ۱۸۸۵م.). || اذفونش سیزدهم، پسر اذفونش دوازدهم که پس از وفات پدر در مجریط بسال ۱۸۸۶ متولد شد و بسال ۱۹۴۱م. درگذشت. وی تحت قیمومت مادر خود مسماة به ماری کریستین تا سال ۱۹۰۲م. سلطنت کرد و در ۱۹۳۱ از سلطنت کناره گرفت. و بسال ۱۹۰۶ با ویکتُریا اُژِنیا از اهل باتِنْبِرگ ازدواج کرد. در زمان سلطنت وی اسپانیا بر مراکش شمالی تسلط یافت.
[ اَ ] (اِخ) ابن اُردُن اول، مشهور به اذفونش سوم و ابن البربریة. پادشاه لِئُن و استوریه (۸۶۶ -۹۱۰م.). وی بسال ۹۱۲ درگذشت. و رجوع به حلل السندسیة ج ۲ ص ۲۰۸ و ۲۰۹ و ۲۱۳ شود.

کلمات هم‌قافیه با «اذفونش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید