معنی اذراق
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ذرق افکندن مرغ. فضله افکندن طیر. سرگین افکندن مرغ. (منتهی الارب). || اذراق ارض؛ اسپست یعنی حندقوق و ذرق، رویانیدن زمین. یونجه رویانیدن زمین.[ اِذْ ذِ ] (ع مص) سرمه درکشیدن با ذُرَق یعنی اسپست دشتی یا عصارهٔ آن.
کلمات همقافیه با «اذراق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر