معنی اذاعة
6 بازدید
[ اِ عَ ] (ع مص) آشکار کردن. آشکارا کردن. (غیاث اللغات). فاش کردن (چنانکه خبر را). پراکنده کردن (چنانکه خبری را). اظهار. اشاعه (خبر را). انتشار. - اذاعهٔ سرّ خود، یا بسرّ خود؛ فاش کردن راز خویش و آشکار و ظاهر کردن آن، یا ندا دردادن بدان در مردم. || پراکنده نمودن. || پراکنده شدن (چنانکه خبر). || آشامیدن تمام آب حوض یا کوزه: اذاعهٔ ابل ماء حوض را؛ آشامیدن تمام آن را و همچنین است: اذاع القوم (او الناسُ) بما فی الحوض. || بردن، چنانکه مال کسی را: اذاع بمتاعه؛ برد آن را. || پاشیدن بول. (آنندراج). || همه را فراگرفتن، چنانکه ریش و قرحه تن را.
کلمات همقافیه با «اذاعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر