معنی اذآب
8 بازدید
[ اِذْ ] (ع مص) ترسیدن. (منتهی الارب). || گیسو ساختن کسی را: اذآب غلام؛ گیسو ساختن پسر را.
کلمات همقافیه با «اذآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر