معنی ادگار
6 بازدید
[ اِ ] (اِخ) یکی از پادشاهان آنگلوساکسن ملقب به صلح پرور متولد بسال ۹۴۲ م. وی پس از مرگ برادر خود در ۹۵۹م. بسلطنت رسید و در جنگ با نرمان ها و اسکاتلندیها بر آنان ظفر یافت و قسمتی از ایرلند را تسخیر کرد و پس از ۱۸ سال سلطنت در ۹۷۵م. بمرد.[ اِ ] (اِخ) پادشاه انگلوساکسن ملقب به ازلینگ بمعنی بلندآوازه. او حقاً وراثت تخت و تاج داشت لکن در اول هارلد و سپس در ۱۰۶۶ م. گیوم فاتح حق ویرا غصب کردند و او مجبور شد تا از حق وراثت خویش دست کشد و بقیهٔ عمر را در خدمت گیوم با صداقت تام بگذراند.[ اِ ] (اِخ) پادشاه اسکاتلند، نبسهٔ ادگار ازلینگ. وی از ۱۰۹۷ تا ۱۱۰۷م. فرمانروائی داشته است و سپس دنالد غاصب او را از اسکاتلند براند و خواهر او ماتیلده را بپادشاه انگلیس هانری اول تزویج کرد.
کلمات همقافیه با «ادگار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گار» برای سرودن شعر