معنی ادک
8 بازدید
[ اَ دُ ] (اِ) شرم زنان و جانوران دیگر باشد. (از برهان قاطع). چوز.[ اَ دَک ک ] (ع ص) اسب پهن پشت. (مهذب الاسماء). یا عام است. (منتهی الارب). ج، دُکّ. || شتر بی کوهان یا آنکه کوهانش بلند نبود. (منتهی الارب). || لاغرسرون. (تاج المصادر بیهقی).[ اَ دَ ] (اِ) قسمی جامه : چو سنجاب و قاقم، سمور و فنک دله صدره روباه و ابلق ادک. نظام قاری (دیوان البسه ص ۱۸۶). و بعضی را خلعت پوستین... و الطائی و ادک و غیرها در بر کردند. (دیوان البسهٔ نظام قاری ص ۱۵۶).
کلمات همقافیه با «ادک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دک» برای سرودن شعر