معنی ادوی
7 بازدید
[ اَدْ ] (اِ) داروئی است که آنرا اگر ترکی گویند و وج نیز خوانند و بعضی گویند دارویی است که آنرا بعربی صبر خوانند. (برهان قاطع). وج باشد که بترکی اگر و بهندی بج خوانند. (فرهنگ رشیدی). اگیر. ادوی و اذوی بمعنی صبر زرد است و در زبان آذری امروز معمول است و بمعنی اگیر که شیح است و وج که کالاموس آزیاتیکوس باشد شنیده نشده است.[ اُ دَ وی ی ] (ص نسبی) منسوب به اُدَیّ و آن بطنی است از خزرج از انصار منسوب به ادی بن سعدبن علی بن اسدبن ساردةبن یزیدبن جشم بن الخزرج. و از آن بطن است معاذبن جبل بن عمروبن عوف بن عایدبن عدی بن کعب بن عوف بن ادی بن سعد الادوی الانصاری الخزرجی، از علمای صحابه که از رسول اللََّه صلی اللََّه علیه و آله و سلم اسناد حدیث کند. (سمعانی).[ اَ وا ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از داء بمعنی درد: ایّ داء ادوی من البخل. (تاج العروس ج ۲ ص ۳۸۴ س ۲۳ در مادهٔ سَوَدَ).
کلمات همقافیه با «ادوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر