معنی ادهیمام
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) سیاه گون گردیدن. (منتهی الارب). سیاه شدن روضة. (تاج المصادر بیهقی). سیاه نمودن کشت و گیاه از غایت سیرابی. سیاه نمودن نبات از سیرابی. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «ادهیمام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر