معنی اده
8 بازدید
[ اَ دَهْ ] (ع مص) فراهم آمدن کار قوم.[ اِدْ دَ ] (ع ص، اِ) اِدّ. عجب. شگفت. || بلای عظیم. سختی زمانه. || کار سخت و زشت. ج، آداد، اِدَد.[ اِدْ دَ ] (اِخ) دو قریه است بشمال لبنان: نخست بناحیهٔ بترون در قضائی به همین نام که در حدود ۳۰۰ تن سکنه دارد از موارنة. دوم بناحیهٔ جبیل سفلی در قضاء کسروان و سکنهٔ آن قریب ۲۰۰ تن از موارنة. (ضمیمهٔ معجم البلدان).[ اِدْ دَ ] (اِخ) جبرائیل. راهب یسوعی از خاندان ادّهٔ مارونیه لبنانیة. او راست: القواعد الجلیة فی علم العربیة که در مطبعةالیسوعیین بیروت در دو جزو بطبع رسیده و طبع دوم آن بسال ۱۸۹۶ م. بوده است. تولد وی بسال ۱۸۴۸ و وفات ۱۹۱۴م. (معجم المطبوعات).[ اِدْ دَ ] (اِخ) نجیب بن بشارة (دکتر). متخصص فنّ ولادت و امراض زنان در قاهره. خاندان اده در بیروت و لبنان شهرت دارند و اصل آن از ادة جُبَیل (قریه ای از لبنان) است. او راست: تدبیر صحةالحامل و النفساء والطفل اثناءالعامین الاولین که آنرا بزبان فرانسه تألیف کرده و دکتر فرّا بعربی ترجمه کرده است و در مطبعةالمعارف بسال ۱۹۱۰ م. چاپ شده است. (معجم المطبوعات).
کلمات همقافیه با «اده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر