معنی ادلاع
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ادلاع لسان؛ زبان از دهن بیرون آوردن. زفان از دهان بیرون کردن. (تاج المصادر بیهقی). زبان از دهن بیرون کردن و افکندن. (زوزنی). بیرون کردن زبان را. || ادلاع لسان؛ بیماری باشد که در آن زبان بحدی بزرگ شود که در دهان نگنجد. || ادلاع بطن؛ آماس کردن و برآمدن آن. پیش آمدن شکم.[ اِدْ دِ ] (ع مص) ادلاع لسان؛ بیرون آمدن زبان.
کلمات همقافیه با «ادلاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر