معنی ادفوی
6 بازدید
[ اُ فُ وی ی ] (ص نسبی) منسوب به اُدفوه.[ اُ فُ وی ی ] (اِخ) ابوبکر محمدبن علی بن احمد الادفوی الشافعی المقری النحوی. او راست: تفسیر مسمی به استغناء فی علم القرآن. و اقناع فی احکام السماع.[ اُ فُ وی ی ] (اِخ) کمال الدین ابوالفضل جعفربن ثعلب بن علی الادفوی الشافعی. وی به اُدفو از اعمال قوص (مصر) بسال ۶۸۵ هـ . ق. متولد شد و از ابن دقیق و جز او علم فراگرفت و از جماعتی منجمله ابوحیان ادب بیاموخت و از سنهٔ ۷۱۸ تا هنگام وفات مصاحب ابوحیان بود و در کتاب البدء السافر در ترجمهٔ ابی حیان آورده که اباحیان او را بقصیده ای مدح گفته است. او راست: الامتاع فی احکام السماع. الطالع السعید فی تاریخ الصعید و البدء السافر فی تحفةالمسافر. و همهٔ مجموعه های او نیکو است و از موسیقی نیز آگاه بود و نظم و نثر او پسندیده است. صاحب خطط الجدیده گوید که ادفوی بطاعون بسال ۷۴۹هـ . ق. وفات کرد و دیگری گوید بسال ۷۴۸. کتاب الطالع السعید الجامع لاسماءالفضلاء والرواة با علی الصعید که آنرا به اشارة شیخ خود ابی حیان اندلسی تألیف کرده است در مطبعةالجمالیه بسال ۱۳۳۲ هـ . ق. بچاپ رسیده است. (معجم المطبوعات).
کلمات همقافیه با «ادفوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر