معنی ادفاف
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ادفاف طائر؛ نزدیک زمین پریدن آن، یا بر زمین نشستن او و جنبانیدن هر دو بال خود. || ادفاف امور بر کسی؛ پیاپی رسیدن کارها بدو. || طعام دادن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «ادفاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر