معنی ادغال
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) در جای درخت ناک درآمدن و پنهان شدن در وی. || تباهی آوردن در کاری. تباهی و فساد در کاری آوردن. (مؤید الفضلاء). داخل کردن در کار چیزی را که آنرا تباه کند. || سخن چینی کردن. || خیانت کردن نسبت بکسی. || بناگاه کشتن کسی را.[ اَ ] (ع اِ) جِ دَغَل. فسادها. تباهیها. || درختان انبوه درهم پیچیده و بسیاری گیاهها و درهم آمیختگی آنها. || جاهای خوف و هلاک.
کلمات همقافیه با «ادغال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر