معنی ادرهمام
7 بازدید
[ اِ رِ ] (ع مص) ادرهمام بصر؛ تاریک شدن چشم. || کلانسال شدن و بر جای افتادن از پیری. افتادن از غایت پیری.
کلمات همقافیه با «ادرهمام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر