معنی ادرد
6 بازدید
[ اَ رَ ] (ع ص) مرد بی دندان : تا بر سپهر اعظم نقاش لوح را دائم قلم نه کندزبان و نه ادرد است. ابوالفرج رونی. مؤنث: دَرْداء. ج، دُرْد.[ اِ رِ ] (اِخ) پسر ادوارد قدیم پادشاه انگلوساکسون بسال ۹۴۶ م. مولد او در سنهٔ ۹۳۱م. و وفات ۹۵۵ م. بوده است.
کلمات همقافیه با «ادرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر