معنی ادخار
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) خرد کردن. || خوار گردانیدن.[ اِدْ دِ ] (ع مص) اِذّخار. ذخیره کردن. ذخیره نهادن. اندوختن. جمع کردن. یخنی نهادن. انبار کردن. پس انداز کردن. نهان کردن چیزی : حلاوت عاجل او را از کسب خیرات و ادخار حسنات بازدارد. (کلیله و دمنه). || برگزیدن.
کلمات همقافیه با «ادخار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر