معنی ادبساس
7 بازدید
[ اِ بِ ] (ع مص) سرخ سیاه گشتن اسب. (منتهی الارب). سیاه و سرخ شدن اسب و مرغ. (تاج المصادر بیهقی). سیاه و سرخ شدن، چنانکه رنگ او بر هر دو زند.
کلمات همقافیه با «ادبساس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر