معنی ادانة
9 بازدید
[ اِ نَ ] (ع مص) فرومایه و ضعیف گردانیدن. || خسیس شدن: اُدینَ (مجهولاً)؛ خسیس و فرومایه گردید و ضعیف و سست شد. || وام دادن. (تاج المصادر بیهقی): ادنته؛ وام دادم او را. (منتهی الارب). || وام گرفتن: ادان هو؛ وام گرفت. (منتهی الارب). || بمهلت چیزی خریدن و بهای آنرا وام دار شدن. تقول: منه ادنی عشرة دراهم. (منتهی الارب). || جزا دادن. (مؤید الفضلاء).
کلمات همقافیه با «ادانة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر