معنی ادآب
7 بازدید
[ اِدْ ] (ع مص) اِدآب در عمل؛ مانده شدن از کار. || رنج دیدن. || در رنج انداختن. رنجانیدن. || مانده کردن. مانده گردانیدن. اِتعاب. اعیاء.
کلمات همقافیه با «ادآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر