معنی اخیضر
7 بازدید
[ اُ خَ ضِ ] (ع اِ) مگسی است. || علتی است در چشم.[ اُ خَ ضِ ] (اِخ) محمدبن یوسف. یکی از شرفای حسنی. برادر او اسمعیل در زمان معتز خلیفهٔ عباسی بحجاز خروج کرد و آنگاه که بمُرد چون فرزندی نداشت برادرش صاحب ترجمه وارث او شد و به یمامه کشید و بدانجا حکومتی تشکیل کرد. چندتن از نسل او در مائهٔ سوم هجری مدتی در آنجا مستقلاً حکومت راندند. (قاموس الاعلام).[ اُ خَ ضِ ] (اِخ) نام وادئی است میان مدینه و شام.
کلمات همقافیه با «اخیضر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضر» برای سرودن شعر