معنی اخی‌جوق

معنی اخی‌جوق

6 بازدید
[ اَ ] (اِخ) جانی بیک خان اوزبک پادشاه مغول مسلمان دشت قبچاق. پس از پراکنده ساختن اردوی ملک اشرف، پسر او تیمورتاش و دختر او سلطان بخت را با خود برداشته عازم شهر غازان گردیده و پسر خود بردی بیک را با پنجاه هزار لشکری در آذربایجان گذاشت ولی بردی بیک کمی بعد بعلت مرض پدر خود بدشت قبچاق برگشت و اخی جوق نایب او در تبریز ماند. در بهار سال ۷۵۹هـ . ق. سلطان اویس با لشکر فراوان عازم تبریز شد تا اخی جوق نایب بردی بیک را از آذربایجان براند و هم آن سرزمین را که تختگاه مغول و محل ییلاقی اردوی ایشان بود بتصرف خود درآورد. اخی جوق با جمعی از امراء و بازماندگان لشکر امیراشرف چوپانی بمقابلهٔ سلطان اویس شتافت و در معابر تنگ بین کردستان و آذربایجان میانهٔ فریقین جنگ درگرفت. روز اول نتیجه معلوم نشد ولی فردای آن اخی جوق به تبریز گریخت و سلطان اویس او را تعقیب کرد. اخی جوق که در مراجعت نیز دست از ظلم و آزار مردم شهر برنداشت تبریز را رها کرد و بطرف نخجوان فراری گردید و اویس در رمضان ۷۵۹ هـ . ق. به تبریز وارد شد و در ربع رشیدی مقر کرد و قریب چهل وهفت تن از امرای منافق ملک اشرف را بقتل رساند و بقیهٔ ایشان هم گریخته پیش اخی جوق رفتند. سلطان اویس یکی از امرای خود را بتعاقب اخی جوق و امرای فراری فرستاد ولی این امیر در رفتن تعلل بخرج داده در کار جنگ مسامحه نمود بهمین جهت بر سپاهیانش هزیمت افتاد و اویس مجبور شد که در زمستان ببغداد مراجعت کند و آذربایجان را قهراً به اخی جوق واگذارد. درین اوقات امیر مبارزالدین محمد چون شنید که جانی بیک وفات یافته و اخی جوق حکمران تبریز شده است و میان فرزندان جانی بیک اختلاف افتاده است، بعجله بسوی آذربایجان شد و چون خبر لشکرکشی او به اخی جوق رسید وی با ۳۰۰۰۰ سوار بمقابله شتافت. فریقین در میانج روبرو شدند امیر مبارزالدین و شاه شجاع و شاه محمود دو پسر و شاه یحیی نوادهٔ او بجنگ با لشکریان اخی جوق پرداختند. امیر مبارزالدین و شاه یحیی که پانزده سال بیش نداشت دشمن را مغلوب کردند ولی یک قسمت از ایشان سپاهیان شاه محمود را از پا درآوردند و بنهٔ او را بغارت بردند و سپاهیان اخی جوق منهزم شدند و مبارزالدین تبریز را تسخیر کرد ولی همینکه شنید سلطان اویس از بغداد بعزم تبریز حرکت کرده آذربایجان را ترک گفت و بشیراز برگشت. رجوع به تاریخ مغول عباس اقبال ص ۴۲۳، ۴۲۶، ۴۵۴ و ۴۵۶ و ذیل جامع التواریخ رشیدی ص ۱۸۶، ۱۸۸، ۱۹۰، ۱۹۱ و حبط ج ۲ ص ۸۰ و ۹۳ و مرآت البلدان ج ۱ ص ۳۹۸ و تاریخ عصر حافظ تألیف قاسم غنی ج ۱ ص ۱۱۰، ۱۱۱، ۱۵۳، ۱۵۴، ۱۵۶ و ۱۸۸ شود.

کلمات هم‌قافیه با «اخی‌جوق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید