معنی اخیال
7 بازدید
[ اِخْ ] (ع مص) اِخالة. سردروا نگریستن ابر را بارنده گمان برده. || آمادهٔ باریدن شدن آسمان. || نهادن خیال را برای بچهٔ ناقه تا گرگ از آن بترسد. || بازایستادن و بددل شدن از قوم. (منتهی الارب).[ اَخْ ] (ع اِ) جِ خَیل. اسپان. سواران.
کلمات همقافیه با «اخیال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر