معنی اخنوخ

معنی اخنوخ

7 بازدید
[ اَ ] (اِخ) خنوخ. گویند همان ادریس است و صحف او سی صحیفه بوده است. (ابن الندیم). نام ادریس علیه السلام. (مجمل التواریخ والقصص ص ۸۹، ۱۸۳، ۲۲۸، ۲۸۸ و ۴۳۲) (سروری) (برهان) (فرهنگ خطی). قفطی در تاریخ الحکماء آرد: و هو [ ادریس ] عندالعبرانیین خنوخ و عُرّب اخنوخ و سماه اللََّه عزّ و جل فی کتابه العربی المبین، ادریس. (تاریخ الحکماء چ لیپسک ص ۲). و ابن ابی اصیبعه گوید: و اما هرمس هذا، فهو هرمس الاول و لفظه ارمس و هو اسم عطارد و یسمی عندالیونانیین اطرسمین و عندالعرب ادریس و عندالعبرانیین اخنوخ و هو ابن یاردبن مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم علیه السلام و مولده بمصر فی مدینة منف منها قال (ابوالوفاء المبشربن فاتک) و کانت مدته علی الارض اثنتین و ثمانین سنة و قال غیره ثلاثمائة و خمساً و ستین سنة. (عیون الانباء ج ۱ ص ۱۶). نام عبرانی ادریس علیه السلام. (قاموس الاعلام). هرمس الهرامسهٔ صابئین. (نخبةالدهر دمشقی). اخنوخ بر وزن مطبوخ، نام ادریس پیغمبر علیه السلام است و او را هرمز و هرمس گفته اند که بمعنی اورمزد آمده که نام خدا و نام ستارهٔ مشتری است و او در علم و فضل و حکمت و سلطنت و پیغمبری مرتبهٔ جامع داشته و او را اوریای سوم خوانند یعنی معلم و مدرس ثالث زیرا که اوریای اول حضرت آدم و دوم حضرت شیث نبی بوده بعد از دو صد سالی از فوت آدم او بر خلق مبعوث و دوختن و نوشتن از او ظاهر شده و بفلک عروج کرده از جمله روایات ابن عباس در محاضرات آورده که یکصد و چهار کتاب و کتب نازل شده و چندین صحف بر انبیا نزول یافته از آن جمله بر شیث پنجاه صحیفه و بر ادریس سی صحیفه و بر ابراهیم ده صحیفه و بر موسی پیش از توراة بدفعهٔ واحده و زبور بر داود و انجیل بر عیسی و قرآن مبارک مجید بر خاتم الانبیاء صلی اللََّه علیه و آله و سلم نزول یافته نامهٔ پارسی در مخاطبات با نفس خود ازو دیده ام که بابا افضل الدین کاشی ترجمه کرده و بعد از وی دو حکیم بزرگوار را هرمس خوانده اند. ثانی از بابل و ثالث از مصر بوده است. چنان معلوم شده که اخنوخ عبری است و هرمس رومی و ادریس عربی و اورمزد فارسی. (آنندراج): کجا نامش اخنوخ خوانی همی دگر نامش ادریس دانی همی.اسدی. چنان کرد فرزانه زان مرد یاد کز اخنوخ پیغمبرش بد نژاد.اسدی. || پسر ادریس بن ماردبن مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم است. || نام اکبر اولاد قابیل بن آدم ابوالبشر (ع مص) است و نیز نام چند تن دیگر که در توریة آمده است. (قاموس الاعلام). || انوش بن قینان. (دمشقی). || نام نوح پیغمبر. (مؤید الفضلاء از شرفنامه) (برهان). رجوع به هرمس و هرمس مثلث و هرمس الهرامسه و ادریس شود.

کلمات هم‌قافیه با «اخنوخ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وخ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید