معنی اخناب
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) لنگ شدن. || هلاک گشتن. || هلاک کردن. || بریدن. || سست گردانیدن. || سست کردن پای. (تاج المصادر بیهقی).[ اَ ] (ع اِ) جِ خِنب، بمعنی باطن زانو و اسفل و اطراف رانها و اعلای ساقها و گشادگی میان استخوانهای پهلو و میان انگشتان.
کلمات همقافیه با «اخناب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر