معنی اخمو
6 بازدید
[ اَ ] (ص نسبی) در تداول عامه، آنکه هماره ابرو درهم کشیده دارد. که بسیار اخم کند. بداخم. عبوس. کاسف الوجه.
کلمات همقافیه با «اخمو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مو» برای سرودن شعر