معنی اخلیلاق
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) کهنه شدن. (زوزنی). - اخلیلاق ثوب؛ کهنه شدن جامه. || اخلیلاق سحاب؛ برابر شدن و سزاوار باران گردیدن آن. || اخلیلاق رسم؛ محو و برابر زمین شدن آن. || اخلیلاق متن فَرَس؛ املس گردیدن آن.
کلمات همقافیه با «اخلیلاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر