معنی اخله
7 بازدید
[ اَ خِ لْ لَ ] (ع اِ) جِ خلیل. دوستان. (دهار). || جِ خِلال. (زمخشری). آنچه بدان سوراخ کنند. چوبهای خلال دندان. || ججِ خِلّة، بمعنی نیام شمشیر پوست پوشانیده و هر بطانه که نیام شمشیر را پوشانند و روده که بر سرهای کمان برگشته باشد و پوست با نقش و نگار. (منتهی الارب).[ اَ خُ لْ لَ ] (ع اِ) بلغت مصری گیاهی است. بستیناج. حَسَک.[ اَ خَ لْ لَ ] (اِخ) موضعی بدیار رُعین یمن، بنام اخلةبن شرحبیل بن الحارث بن زیدبن یریم ذی رعین. رجوع به ضمیمهٔ معجم البلدان ص ۱۶۵ شود.
کلمات همقافیه با «اخله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر