معنی اخلق
7 بازدید
[ اَ لَ ] (ع ص) خوش خلق. || فقیر. || هموار. ساده و همواره. املس. نسوکرده. (زوزنی): حجر اخلق؛ سنگ املس. || مصمت. || (ن تف) نعت تفضیلی از خلیق. سزاوارتر. اجدر. احری. اولی. اَقمن. الیق. بسزاتر. برازنده تر. برازاتر. درخورتر. زیباتر. اَحق. زیبنده تر. اصلح. || نعت تفضیلی از خلوقة و خلق. کهنه تر.
کلمات همقافیه با «اخلق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر