معنی اخلال

معنی اخلال

7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) خلل آوردن. خلل و رخنه کردن. خلل رسانیدن. (مؤید الفضلاء). زیان رسانیدن: اخلال در معنی. اخلال بمقصود. اِخلال به وزن: تاء دوست و داشت و گوشت و دال جمع و امثال آن نزد قدماء اخلال در وزن نکند. - اخلال بنظم کردن؛ بر هم زدن نظم. - اخلال در امری؛ کارشکنی. - اخلال کردن در کاری؛ در امری خلل وارد کردن. - اخلال کننده؛ مخل. موجب خلل در کارها. || درویش کردن. || دست بداشتن. (تاج المصادر بیهقی). رها کردن. بگذاشتن. || خلال بار آوردن خرما. خلال آوردن نخل. (منتهی الارب). || تباه بار آوردن خرما. || علف شیرین چریدن شتر. || چرانیدن شتران را در علف شیرین. (منتهی الارب). در شیرین گیاه چرانیدن اشتر. (تاج المصادر بیهقی). گیاه شیرین دادن شتر را. || بردن چیزی را. || ربودن چیزی را. || محتاج شدن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). || حاجتمند گردانیدن. (منتهی الارب). محتاج کردن. (مؤید الفضلاء). || وفا نکردن. (منتهی الارب). || یکی از عیوب بلاغت است، چنانکه گوئی «زود به از دیر بسیار است»؛ یعنی کم و زود به از دیر بسیار است. و مانند این بیت ناصرخسرو: زن بدخو را مانی که مرا با تو سازگاری نه صوابست و نه بیزاری. یعنی زن بدخو و گران کابین را مانی... و مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: اخلال، بکسر همزه نزد اهل معانی آنست که لفظ از اصل مقصود ناقص و برای افهام معنی وافی نباشد، مانند این شعر: والعیش خیر فی ظلا- ل النّوک ممّن عاش کداً. نوک بمعنی حمق و کد یعنی رنج بردن و اصل مقصود آنست که زندگانی بناز و نعمت در زیر سایهٔ حماقت و ابلهی نیکوتر از زندگانی مقرون به رنج و محنت در زیر سایهٔ خرد و دانش باشد. و الفاظ در این بیت برای درک مقصود غیروافی است چنانچه در مطول در بحث ایجاز و اطناب بیان کرده و این نوع را در علم معانی اخلال نام نهاده اند. || اخلال والی به ثغور؛ اندک کردن لشکر را در مرزها. (منتهی الارب). || اخلال بمکان؛ غائب شدن از جائی و گذاشتن آن را. (منتهی الارب). گذاشتن مردم جای را.
[ اَ ] (ع اِ) جِ خِلّ. دوستان.

کلمات هم‌قافیه با «اخلال»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ال» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید