معنی اخلاء
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اِخلاء مکان؛ خالی شدن جای. || خالی کردن جائی را. || خالی یافتن جائی را. || در جای خالی و بی مزاحم افتادن. || خلوت کردن با. در خلوت بردن کسی را: اخلاه معه. || تهی شکم شدن از طعام. || علفناک شدن زمین. با گیاه بسیار شدن زمین. (تاج المصادر بیهقی): اخلت الارض. || گیاه رویانیدن: اخلی اللََّه الماشیة؛ رویانید خدای تعالی علف را برای مواشی.[ اَ ] (ع ص، اِ) جِ خَلی. گیاههای تر. || جِ خِلو. مردان فارغ و بری. || جِ خالی. مردان بی زن و زنان بی شوهر.[ اَ خِ لْ لا ] (ع ص، اِ) جِ خلیل. دوستان : {/Bاَلْأَخِلاََّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ اَلْمُتَّقِینَ . ۱-۷۴۳:۶۷/}(قرآن ۴۳/۶۷). اَخِلّاءُ هذاالزمان جواسیس العیوب. (علی ع). ملکا اسب تو و زرّ تو و خلعت تو بنده را نزد اخلّا بفزوده ست اجلال.فرخی.[ اَ ] (اِخ) ناحیه ایست ببصره. (مراصدالاطلاع).
کلمات همقافیه با «اخلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر