معنی اخقاق
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اخقاق بکرة؛ فراخ سوراخ گردیدن چرخ چاه از محور. || فراخ کرانه شدن نعامه از زرنوق. (نعامه چوبی است که عرضاً بر دو زرنوق (دو پایه) ساخته بر کنارهٔ چاه نهند). || آواز دادن شرم زن گاه آرمش.[ اَ ] (ع اِ) جِ خَقّ. ج، اَخاقیق.
کلمات همقافیه با «اخقاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر