معنی اخفار
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) شکستن عهد و پیمان را. عهد شکستن : شمس المعالی جواب داد که در شریعت و دین حفاظ و فتوت نقض عهود و اخفارِ حقِ وفود حرام است. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). عاقبت خذلانِ کفران نعمت و اخفار ذمت در ایشان رسید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || غدر کردن با کس. || با کسی بدرقه فرستادن.
کلمات همقافیه با «اخفار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر