معنی اخطاء
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) خطا کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || منسوب بخطا کردن. خطا گرفتن بر کسی. || اخطأ فی دینه؛ براه خطا رفت بقصد و یا بی قصد. || فاگذشتن از کسی که قصد وی داری. (تاج المصادر) (زوزنی). || بر گام زدن داشتن. (تاج المصادر بیهقی): اخطیته؛ واداشتم او را بر گام زدن.
کلمات همقافیه با «اخطاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر