معنی اخصاف
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) شتافتن. سرعت کردن. || خَصفِ وَرَق بر تن، یعنی بر هم نهادن و چسبانیدن برگها را یکان یکان بر بدن تا عورت بنظر نیاید. اختصاف.
کلمات همقافیه با «اخصاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر