معنی اخسیکتی
6 بازدید
[ اَ کَ ] (اِخ) شاعر. رجوع به اثیر اخسیکتی شود.[ اَ کَ ] (اِخ) محمدبن محمدبن عمر حسام الدین الاخسیکتی أبوالوفاء المعروف بابن أبی المناقب. شیخی فاضل. او در فروع و اصول امام بود و او راست: المختصر فی أصول الفقه المعروف بالمنتخب الحسامی و نسبت او به اخسیکت شهری از ماوراءالنهر واقع بر ساحل نهرالشاش از بلاد فرغانة است. انظر کتاب التحقیق لعبدالعزیز البخاری. (معجم المطبوعات).
کلمات همقافیه با «اخسیکتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر