معنی اخریان
7 بازدید
[ اَ ] (اِ) آخریان. قماش. سلعة. جهاز. (ربنجنی). متاع. کالا. کاله. بضاعت. کالای برگزیده. رخت. مبیع. و آن کالای خرید و فروخت است. (مجمل اللغة): التدلیس؛ عیب اخریان بر خریدار بپوشانیدن. (زوزنی). الغیض؛ کم شدن بهاء اخریان. (مجمل اللغة) (صراح). الابضاع؛ اخریان دادن. (زوزنی). و عامّهٔ مردم معاملت آنرا خوانند و شناسند که اخریانی بأخریانی بود و نیکنامی را و شکر را عوض ندانند. (دانشنامهٔ علائی). چون میدهی مرا تو عطاهای به گزین جز به گزین چه آرمت از اخریان شکر. کمال الدین اسمعیل. و این کلمه بصورت آخریان هم آمده است : دزد اگر با چراغ روی آرد به گزیند ز کوشک آخریان. و رجوع به آخریان شود.
کلمات همقافیه با «اخریان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر