معنی اخرواط
7 بازدید
[ اِ رِوْ وا ] (ع مص) تیز رفتن. تیز گذشتن. تیز در چیزی درآمدن. (زوزنی). || اخرواط طریق بر کسی؛ دراز کشیدن راه بدو. || بدور و دراز کشیده شدن شعر. || اخرواط لحیة؛ دراز شدن ریش با عرضی کم. || اخرواط دام در پای شکاری؛ منقلب گشتن و بند شدن دام بر پای او.
کلمات همقافیه با «اخرواط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر